شير على خان لودى

158

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

را به چيزى بسته بيند يا از دهان بيرون افتاده ، دليل آفت و رنج باشد . اگر بيند كه دندان خود به قوّت برمىكند ، نشان قطع رحم باشد . و دندان از طلا ديدن ، دليل بيمارى بود ، و از نقره يا از ارزيز و مانند آن ، نشان مضرّت و زيان مال باشد . امّا مشاهدهء دندان از چوب و آبگينه و موم ، دليل وفات بود . اگر كسى بيند كه گوش از او جدا شد ، دخترش بميرد يا زن را طلاق دهد . و اگر گوش را پاك كند ، سخنهاى مرغوب در بيدارى شنود . و اگر خويشتن را كر بيند ، نقصان علم دين باشد . ديدن ريش ، علامت عزّ و جاه و نعمت بود ، زيادتى آن مزيد نعمت باشد ، مگر آنكه از ناف بگذرد ، كه آن علامت وام و انديشه بود ، و نقصان ريش برعكس آن . چون زنى را با ريش بيند ، اگر شوهرش غايب بود ، بازآيد و اگر حاضر بود ، غايب شود و اگر بيوه بود ، شوهر كند و اگر آبستن بود ، پسر آورد و اگر پسرى دارد ، مهتر قبيله گردد . چون كودك نابالغ خويشتن را با ريش بيند ، پيش از بلوغ بميرد . سپيدى ريش ، جاه و حرمت و وقار باشد ، و سياهى ، عزّ و جمال . ديدن دست ، علامت برادر يا شريك يا زن باشد ، و زيادتى در آن ، زيادتى معاونت بود از اين جماعت ، و قطع آن ، دليل خصومت بود با ايشان يا دست از معصيت برداشتن . اگر مردى دست خود را در نگار بيند ، در طلب معصيت 114 رنج كشد ، و زنان را نيك بود . سينه اگر فراخ بيند ، دليل جوانمردى باشد ، و اگر تنگ بيند ، نشان بخل و گمراهى باشد . پستان زن ، دليل دختر بود . و شكم ، مال و فرزند بود و قبيله . و تهى شدن شكم از روده و امعاء ، علامت جدا شدن از اقربا . گرسنگى ، دليل حرص بر دنيا . تشنگى ، خلل در دين . احشا ، مال و متاع و خانه . جگر ، فرزند باشد . كليه ، خدمتكار و معتمد بود . معده ، برادران باشند . پهلو ، زن باشد . دل ، تدبيركنندهء كار بود . پشت ، كسى بود كه استظهار به دو باشد . اگر شخصى آلت خود را بريده بيند ، از عمل معزول گردد يا فرزندى را وفات رسد . و چون زنى بيند كه ذكر دارد ، اگر آبستن باشد ، پسر زايد و آن پسر مهترى يابد ، و اگر آبستن نباشد ، هرگز بار نگيرد . زانو اگر قوى بيند ، دليل زيادتى قدرت باشد در طلب معيشت ، و اگر ضعيف بيند ، ضعيف بود . درازى ساق ، عمر و معيشت بود ، هرچند آن را قوىتر و درازتر بيند ، عمر درازتر يابد و اسباب معيشت ساخته‌تر ، و ضعف و خلل ضدّ آن باشد . اگر كعب خود را افتاده يا شكسته بيند ، در رنج و مصيبت افتد . قدم ، علامت مال و زينت باشد . اگر زنى خود را حايض بيند ، به گناهى بزرگ مبتلا گردد ، و اگر بيند كه از آن پاك شد و غسل كرد ، از گناه بيرون آيد . اگر بيند كه زنى بول مىكند ، علامت افراط شهوت وى بود . گويند شخصى از ابن سيرين كه در اهل اسلام از علماى فنّ تعبير بود ، پرسيد كه : در خواب ديدم كه زنى از خاندان من در پيش من نشسته بود ، من جام شير به دو مىدادم ، هرگاه جام بستدى ، بنهادى ، برخاستى تا بول كند . ابن سيرين گفت : اين زنيست در ستر و صلاح ، و به مرد ميل دارد ، او را به شوهر ده . آن مرد تفحّص كرد ، همچنان بود . و مروان حكم كه يكى از ملوك